|
|
|
دوباره ميخوام ببارم ستاره ! به خاطر تو
دوباره يه قطره شبنم روي پلكام خونه كرده
واسه گريه كردن من، تو رو دل بهونه كرده
يادمه كه روز آخر واست از شبا مي گفتم
اما نه! نمي دونستم اين جوري از پا مي افتم
ستاره اشكامو نشمر تو برو به آسمونا
من كه لايقت نميشم تا نيام اون بالا بالا
ماه و آسمون ستاره! چش به راه تو نشستن
واسه رفتنت به شبها روي ابرا ريشه بستن
توي آخرين ملاقات اين چشارو خوب نيگا كن
ديگه بسه غصه خوردن، من خاكي رو رها كن
ستاره! دلم گرفته تاب اين دردو ندارم
مي ميرم بعد ترانه ديگه طاقت نميارم
+
نگارش در تاريخ: شنبه یازدهم خرداد 1387در ساعت: 11:2 توسط: ستاره
|
ديگه سراغمو نگير ، كه از تو هم بدم مياد دلم يه چند روزيه كه ، مرگ نگاهتو ميخواد تازگيا حس ميكنم ، مال غريبه ها شدي بهتره كه يادم بره ، شور يه عشق بي خودي بهتره كه دل بكنم ، از كلك نگاه تو جدا كنم راهمو از ، راه پر اشتباه تو بايد منم غريبه شم مثل خودت مثل چشات قلبمو سنگي بكنم از تب سرد خنده هات بايد كه از شهر دلت ، برم كه دربدر بشي تو كوچه ي نگاه من ، مثل يه رهگذر بشي اگه يه روز به خاطرت ، شدم تو غصه ها اسير حالا ازت بدم مياد ، ديگه سراغمو نگير
+
نگارش در تاريخ: شنبه یازدهم خرداد 1387در ساعت: 11:0 توسط: ستاره
|
منتظرم که پس بده اون که ستاره مو برد
بودنت مهم نیست چون خودم مهم شدم وقتی تو رفتی من تو تنهایی خودم سوختم
+
نگارش در تاريخ: پنجشنبه نهم خرداد 1387در ساعت: 9:4 توسط: ستاره
|
شعری که واست نوشتم نپسندیدی دوباره
به توبرخورده بود انگار که بهت گفتم ستاره
تعریف از خودم نباشه ، عزیزم ستاره بد نیس
آخه قلب عاشق من بهتر ازاونو بلد نیس
دو سه خطی که نوشتم راستشو بخوای بریدم
چون دیدم همه رسیدن من یه عمره نرسیدم
خط دوم که تموم شد واقعأ من کم آوردم
دوسه بار تو خط سوم تورو به خدا سپردم
خط چهارم ولی دیدم باقی مونده اصل مطلب
خواب چشماتو می بینم به خدا همیشه هر شب
خواب می بینم تو یه نوری، یه ستاره ، یه فرشته
خواب تو هرجا می بینم اونجا آخر بهشته
وسط نامه یکی گفت چرا باز داری می لرزی؟
من برای تو نوشتم تو به یک دنیا می ارزی
اینا به دلت نشسته من واست چی بنویسم؟
قدماتو، کاش بیاری بذاری رو چشم خیسم
چند شبه دلشوره دارم که نبینمت دوباره
تو به این خط که رسیدی نامه رومی کنی پاره
پاره کن نامه رو پاره، آخه صاحب اختیاری
حتی می شه بسوزونیش اگه من رو دوست نداری
شاعرانه س،ولی راستش نامه من کاغذی نیس
کاش بقیه شو بخونی موقع خدا فظی نیست
هر کاری که دوست داری کن من شکستمش غرورو
زحمتت می شه عزیزم که بیای این راه دورو
دل تو یه قصر نوره ،دل من یه تکه چینی
چینی واسه شکستن، کاش یه بار بیای ببینی
عکس تو هنوز همون جاس، توی قاب عکس چوبی
راستی خوب شد یادم افتاد، چرا انقدر تو خوبی؟
سقف گریم همین امشب ریخته رو آخر نامه فقط اون شبی که باشی شب مرگ گریه هامه
من فقط به عشق اون شب ، وقتی شب میشه می خوابم
اما دیر بودن اون شب ،بد جوری می ده عذابم دستمو امشب می ذارم زیر گرمای سر تو
ما پیش همدیگه باشیم، یعنی میشه باور تو؟
هر کسی اون شب بخوابه عاشقیش راس راسکی نیس
بی رودرواسی عزیزم، چشاشو دلش یکی نیس
زیادی واست نوشتم ، حق داری که بشی خسته
اما این یه تکه چینیت چه کنه دلش شکسته
عزیزم مراقب اون چشای ناز خودت باش
فکر چندین ماه دیگه که می یاد تولدت باش
![]()
+
نگارش در تاريخ: چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1387در ساعت: 13:0 توسط: ستاره
|
چه جور دلت اومد بری گریه که سهم من نبود قصه که از سر نمیشد با یکی بود یکی نبود چه جوری باورم بشه رفتن تو تنگ غروب چه جوری آخه سر رسید فرصت اون روزای خوب به خدا باورم نشد وقتی که نشناختی منو تو چنگ دیوه گریه ها واسه چی انداختی منو از شب پرپر زدنم چطور تونستی بگذری من که غریبه نبودم چه جور دلت اومد بری گفتی به من توهم برو یه قصه تازه بگو گفتی به من راهی بشو تو جاده های پیش رو آخه بگو منو به کی سپردی وقت بی کسی چرا نخواستی بمونی به داد اشکام برسی با یکی بود یکی نبود قصه که از سر نمیشه هیچ کس آخه به غیر تو دردامو از بر نمیشه
+
نگارش در تاريخ: سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1387در ساعت: 13:50 توسط: ستاره
|
می دونستی که شدی همدم این دل می دونستی که شدی ملکه ی این ذهن می دونستی که شدی رویای خوابام می دونستی که شدی متن کتابام می دونستی که چقدر بی تو اسیرم اسیر عشقم،بی تو می میرم می دونستی که برام چقدر عزیزی توی قلبو ذهنمی ، برام طبیبی می دونستی که فقط تو رو دوست دارم عاشق توام و فقط تو رو می پرستم می دونستی که چقدر دلم اسیره بی تو این ثانیه ها جونمو می گیره می دونستی که چقدر تنهایی سخته بی تو این فاصله ها هم پره درده می دونستی که شدی این دلو جونم رفتی توی پوستمو، تو گوشت و خونم می دونستی می بینم اسمتو هرجا سر در خیابونا،توی کتابا می دونستی که دارم بی تو می میرم توی این تاریکی شبام اسیرم می دونستی که چقدر دلم گرفته عاشق چشات شده و تنها شکسته می دونستی که شدی مبدا فکرم می دونستی که شدی مقصد شعرام می دونستی که دلم پیشت اسیره دستام یخ می زنه، بی تومی میره نکنه ندونی و تنهایی رد شی بشی یک مسافر و عاشق شب شی نکنه بی تو بمیرم تو این خواب نکنه منو بذارن زیراین خاک چقدر سخت میشه اونوقت روزگارم بی تو من تو این شباچه بی پناهم لحظه هام گمشده تو دردای کالم کمکم کن تا ببینی بی گناهم
+
نگارش در تاريخ: دوشنبه نهم اردیبهشت 1387در ساعت: 9:39 توسط: ستاره
|
برای آخرین بار ، ستاره ! دست نگهدار! فرصت تازه می خوام ، قبل از خدا نگهدار! در حق چشمای تو ، این دل خسته ، بد کرد! دست نوازشت رو ، پس زد و ساده رد کرد! یه وقت دیگه می خوام واسه دوباره ساختن! این خواهش و رد نکن ، ای گل هستی من ! نگو خدا نگهدار ! ستاره ! دست نگهدار ! نذار که جون ببازه یه عاشق بی قرار! به تو قسم که این بار ، گریه ات نمی شه تکرار! دیگه نمی شه تکرار ، اون همه اشک تب دار! می خوام دوباره با تو ، یه شعر نو بسازم ! نذار به جرم دیروز ، امروزم و ببازم ! فرصت تازه می خوام تا با تو پر بگیرم! من هنوزم می تونم به پای تو بمیرم ! گناه دیروزمو ، ببخش و بگذر از من ! هنوز مجالی مونده برای عاشق شدن!
+
نگارش در تاريخ: شنبه سی و یکم فروردین 1387در ساعت: 12:59 توسط: ستاره
|
لای برگای کتابا دنبال خودت نگرد! باورش کن منِ تازه ر! خودِ توئه! گاهی وقتا صورتت مال تو نیست اگه توی پیرهنت آتشفشون داری بیا!
+
نگارش در تاريخ: شنبه بیست و چهارم فروردین 1387در ساعت: 13:2 توسط: ستاره
|
ساده بیا دست منو بگیرو ساده نگیر این همه سادگی رو
ساده نگیر اگه هنوز می تونی پای همه سادگیات بمونی
خسته نشو اگه تموم راه ها پیش تو و سادگیات بسته شن
طاقت بیار اگه همه آدما از این که پا به پات بیان خسته شن
آخر خط جاده های خسته بگو چقدر راه نرفته مونده
پشت دلت وقتی به خون نشسته چند تا ترانه ست که کسی نخونده
دووم بیار خسته نشو از سفر تنهاییت هم بذار رو دوشت ببر
ترانه باش اونور آخر خط به نقطه می رسی بیا سر خط
حالا كه بود و نبودم واسه اون فرقي نداره اونو به خدا سپردم تا نگه دوسم نداره هميشه به ياد اونم گر چه اون دوسم نداره پس بذار اينو بدونه اين دلم به ياد اونه اي خدا خودت گواهي كه چطور دوسش مي داشتم ولي اون منو نمي خواست چاره اي جز اين نداشتم
+
نگارش در تاريخ: دوشنبه نوزدهم فروردین 1387در ساعت: 15:26 توسط: ستاره
|
من بی تو يه ناتمومم من بی تو يه نيمه جونم دور از تو نزار بمونم من بی تو ٬ نه! نمی تونم ... ای عشق راه دور من٬شکسته ی مغرور من حادثه رفتن تو بود٬مهم نبود غرور من مهم نبود شکستنم٬به پای تو نشستنم مهم تو بودی عشق من٬نه قصه ی دل بستنم جای تو آغوش منه٬اين نغمه ی دوست داشتنه اشکام به وقت رفتنت٬عذاب تلخ باختنم ارزششو داشت عشق من٬معجزه ی شناختنت مهم نبود دل سوختنم٬دور از تو پرپر زدنم به افتخار عشق تو٬می گم که بازنده منم
+
نگارش در تاريخ: سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386در ساعت: 14:2 توسط: ستاره
|
|
![]() به نام عشق یا بهتر بگویم سرنوشت وقتی عاشقی و میتونی ادعا کنی عشقت واقعیه که پرنده ی عشقت رو رها کنی پس اگه عاشقی این کارو بکن اگه پرنده برگشت بدون عاشقت بوده واگر برنگشت بدون از اول هم تو رو دوست نداشته و برای خوشبخت شدنش دعا کن اون موقع میتونی ادعا کنی که عشقت واقعیه ستاره سهیل
دوستان ما |